ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه


.
در جامعه اسلام زده ایران دختران از زمان کودکی با اعتقادات مذهبی در محیط خانواده و تهدیدهای خانوادگی و جامعه روبرو بوده و هستند که این گونه محدودیت‌ها ترفند این رژیم آخوندی بوده است.

این مطلب به انتخاب سر دبیر از میان وبسایت ها و یا از طریق كاربران "محبت نیوز" ارسال شده است و دیدگاههای انعكاس یافته در این یادداشت نظرات شخصی نویسنده آن می باشد، اگر نقد و نظری بر این نوشته دارید می توانید برای ما ارسال نمائید.
به نقل از رادیو کوچه ، نوشته : فاطمه چشم‌آهو
« محبت نیوز» -  جنبش‌های اجتماعی مردم ایران علیه حکومت دیکتاتوری اسلامی نشان از به ستوه آمدن آنان از ظلم و ستم است .ایشان تلاش می‌کنند تا صدای حق طلبانه خود را به گوش مردم جهان برسانند. این گونه جنبش‌های ( دانشجویان ، فرهنگیان، پرستاران و…) از طرف رژیم اسلامی سرکوب می‌شود. سران رژیم ازاین حرکت‌ها وحشت بسیاری دارند و سرنگونی خود را در ادامه این جنبش‌ها می‌بینند. تردیدی وجود ندارد که زنان ایران اولین و بیش‌ترین قربانیان جنبش‌های اجتماعی هستند.
حکومت زن ستیز اسلامی در این مدت 25 سال به انحاء مختلف اعتراضات زنان را که برای احقاق حقوق اولیه‌شان  بوده ، سرکوب کرده و از حضور فعال ایشان در جنبش‌های اجتماعی جلوگیری می کنند.  در جامعه اسلام زده ایران دختران از زمان کودکی با اعتقادات مذهبی در محیط خانواده و تهدیدهای خانوادگی و جامعه روبرو بوده و هستند که این گونه محدودیت‌ها ترفند این رژیم آخوندی بوده است. زیرا آنان می‌خواهند که انسان‌های مطیع احکام اسلامی  باشند. حال می‌توان متوجه شد چرا همین زنان زمانی که پا به عرصه جامعه می‌گذارند نگاهی دیگرگونه دارند. این آموزش‌های که از زمان کودکی درمغز آنها فرو رفته و جز زنجیری برای بسته شدن  دست و پای آن‌ها از فعالیت‌های اجتماعی نبوده است را به کناری می گذارند .هنگامی ایشان وارد اجتماع می‌شوند.
جامعه‌ای که الگوی سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی آن از قوانین ارتجاعی اسلام نشات می‌گیرد و مربوط به بیش از 1400 سال می‌باشد و بر اساس تفسیرخمینی از چنین قوانینی، قانون اساسی رژیم اسلامی پایه‌ریزی گردیده ا ست به مردم تحمیل شد.  در این قانون اساسی ارتجاعی شدیدن حقوق اولیه زنان پایمال شده است.
ازنظر بنیادگرایان  اسلام (اسلام یک بار و برای همیشه در هرموردی تعیین تکلیف کرده است ) وازدید محافظه کاران (زن به عنوان  انسان برابر در جامعه مطرح نیست بلکه تنها به عنوان یک مادر و همسر مطرح میگردد نه یک موجود صاحب اختیار) که این تفسیرات برای مردان زمینه را مساعد می‌سازد که اجازه‌ی هر کاری ازقبیل ضرب وشتم و قتل را بر زنان روا می‌دارند. مردان طبق قوانین اسلامی این موارد را حق مسلم خود می‌دانند .متاسفانه این قوانین ارتجاعی مرد سالار نه تنها جلوی این مسائل را نمی‌گیرد بلکه مجوزی علنی هم برای آن‌ها صادر می‌کند . حوادثی که درجامعه اتفاق می‌افتد بازگو کننده تمام این فجایع است مانند: پدر 66 ساله‌ای که به علت مظنون بودن به دخترش او را می‌کشد .  و یا همسری به علت ناموس وشرف خانوادگی خود همسرش را به سیم برق وصل می کند و او را به قتل می‌رساند.
خانواده برای دختران  بدون نظر خواهی  همسر انتخاب میکند. او می‌بایست با مرد مورد نظر خانواده ازدواج کند و اگر او تن به این عمل ندهد، تهدید به مرگ می‌شود . موارد خودسوزی زنان بر اثرسرکوب‌های خانوادگی و اجتماعی دیگر در ایران بی‌شمار است . همه این‌ها سرمنشاء قوانین مرتجع اسلامی است که درآن اثری ازآزادی فردی زنان وجود ندارد. نه تنها قانون ولایت فقیه آنها را مجازات نمی کند بلکه تبصره ای برای تبرئه آن‌ها وجوددارد با این قوانین مهر تائید به اعمال آن‌ها میزند وزمینه را برای جرایم بعدی هموار می‌سازد. این گونه است سرنوشت زنان در جامعه اسلامی که تحت احکام دینی  هدایت می‌شود.